پیش از آن که بخواهیم راز این کار را بدانیم باید دنبال بستر معنارسانی مفاهیم بگردیم. در دوره های گذشته نظام اجتماعی - که هنوز در بعضی جاها رواج دارد- نظام اجتماعی قبیله / طایفه / ایل بسان واحدهای میانی در جامعه های بزرگ، مطرح بود و تعیین کننده نیز بود؛ یعنی همه اعتبارات بر مبنای احکام "یاسا"ی قبیله و به اعتبار حرمت قبیله بود و آنچه هم مایه اعتبار قبیله تا این حد بود خون بود یعنی می گفتند این قبیله خون فلان نیای بزرگ در آن جاری است. عنوان صله رحم یکی از اصل های مقدس در این نظام بود که جدای از حکم دین به اعتباری که یاسای قبیله (یا: قبیله جهانی) به آن داده بود، تقدس می یافت. صله مشتق از وصل است یعنی پیوند و رحم بجز معنای زهدان، اصطلاح خاص است به معنای پیوستگی خویشاوندی که در این نظام اجتماعی (قبیله ای) معنا می دهد. اکنون با توجه به این که آن نظام در جامعه های توسعه یافته مستهلک شده و جای خود را به نظام ارگانیک صنفی یا اوربانیسم مدنی داده، طبعاً عناصر معنوی یعنی مواد آئینی آن هم بطور قهری (در این جامعه ها) از بین رفته است و خودبخود همچون زبانهای خاموش یا لغات متروکه، امر نوستالژیک شده است؛ یعنی گرچه وجود دارد اما وجود آن ارزشی است نه کاربردی. با التفات به این نکته در می یابیم که راز آنچه که حالا هرچه تلاش می شود صله رحم احیا شود، نمی شود چیست، چون با تغییر ماهیتی که در نظام این جامعه ها واقع شده، عناصر معنوی آن که بمثابه روح آن تلقی می شوند هم تغییر کرده اند و اکنون آن روح در کالبد جامعه جاری نیست. چه باید کرد؟ بگذریم از این که بوته تاریخی این مفهوم در جامعه انسانی چه بوده است، اصولاً ماهیت این عنصر فرهنگی خوب و دارای کارامد مثبت است؛ لذا ارزش احیا یا خلق بدیلی برای آن را دارد. به نظر من اگر بتوانیم ایده بسیار قدیمی فلسفی "وحدت وجود" را که در آن بخصوص بنی آدم را از یک گوهر می داند تقویت کنیم و در باور همگان بنشانیم کمکی به احیای وسیع صله رحم خاموش نموده ایم. والله العالم. نیاز به تذکر دارد که وحدت وجود نه به معنای صوفیانه، که به منای توحیدی آن مراد ما است یعنی احساس و درک این حقیقت که همه ابناء بشر بدلیل این که از ماهیت و بن واحدی برخوردارند، پس بحکم یک باید عقلی می بایست وحدت یابند و چنان به هم نزدیک شوند و این نزدیکی را درک کنند که گوئی یک روح در تن واحد اند و این اساس رسالت انبیاء الهی است چنان که از زبان پیغمبر اسلام نقل شده است که: آن که صبح کند در حالی که به بهبود وضع سایر مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نیست*؛ یعنی چنین کسی که به این مرحله از درک وحدت نرسیده باشد نمی تواند خود را جزئی از یک کل بعنوان جامعه اسلامی بداند.
17/7/1396- مشهد.
------------------------
* قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأَمْرِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنَ الْمُسْلِمِين : ابن اشعث، محمد بن محمد، (بی تا)، الجعفریات/ الاشعثیات، تهران - مكتبة النينوى الحديثة، صفحه 88.
برچسب:
نویسنده: آریا رستمی