گذشته، حال، آینده
زمان از دید علمی به مقدار حرکت در مدار جاذبه یا دافعه گفته می شود. واحد آن به اندازه ای ریز است که قابل اندازه گیری نیست (1) چه آن که سر از تریلیاردم در می آورد (= یک میلیون بیلیارد یعنی ۱۰ به توان ۲۱). لذا زمان چیزی جز حال نمی تواند باشد. لیکن مرسوم در عرف عموم این است که زمان را به سه موقعیت بخش میکنند:
آنچه دیگر نیست: گذشته،
آنچه در آنیم: حال/اکنون،
و آنچه نیامده: آینده.
شماری از خردمندان واقعیت گذشته و آینده را قبول ندارند چونکه نیست؛ و زمان را تنها حال می دانند که بسی کوتاه و گذراست تا آنجا که هنوز نیامده رفته است.
عارفان و برخی حکیمان نیز بر همین عقیده اند. اینها شعارشان این است:
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن، فردا که نیامده است فریاد مکن،
بر نامده و گذشته بنیاد مکن، حالی خوش باش و عمر بر باد مکن.
در شعری که به امام علی نسبت داده شده همین مضمون را توصیه می کند:
ما فات مضی و ما سیأتیک فأین قم و اغتنم الفرصة بین العدمین.
(آنچه از دست رفت گذشت و آنچه خواهد آمد پس کو؟ برخیز و فرصت را در بین دو معدوم غنیمت دان)
البته این اندرز به معنای انکار دو زمان گذشته و آینده نیست بلکه تاکید بر فرصت جوئی است.
و اما در یک نگاه گذرا به موجودات زنده می بینیم اینان تکیه های متفاوت دارند:
گروه حشرات و پرندگان ریز مثل پروانه و مگس و پشه و... فقط در حال، زندگی می کنند. جز اندکی مثل مورچه و موریانه و...
گروه جانداران درشت اعم از پرندگان همچون گنجشک و کبوتر یا جانوران مثل موش تا فیل عموما در حال، زندگی می کنند جز اندکی مثل زنبور عسل و پرندگان لانه چین، که در ساختن و گذاشتن لانه و یا انتخاب آن آینده نگری می کنند و مصالح تخم ها و نوزاد خود را در نظر می گیرند. اینان اگر چه در حال زندگی می کنند اما در مسائل حساس مربوط به نسل، به آینده سفر می کنند.
تا کنون جانداری یافت نشده که در گذشته زندگی کند جز انسان که به سن کهولت برسد و یا در اثر افسردگی به درون گرائی افراطی دچار شده باشد و یا خردمندان پایه گذار مکتب که باید به آینده سفر کنند و مصالح نوع بشر را در صنف ها همساز با تحولات زمانه در نظر بگیرند، که اینها بر عکس قسم اول در آینده زندگی می کنند.
و اما نوع انسان عموماً در آینده زندگی می کنند جز کودکان و نوجوانان که در حال زندگی می کنند و جز کهنسالان و... چنان که گفته شد. که در گذشته زندگی می کنند.
راهبرد:
در حال، زندگی کردن سبک زندگی بسیار عالی و راحت و خوشی است به شرط این که انسان در بهشت خدا باشد و یا غرق در مشیت الاه؛ و یا هنوز به رشد حسابگرانه نرسیده باشد و در قبال انسان های مربوط به خود هیچ احساس مسئولیتی نداشته باشد.
زندگی به دلیل گذرا بودن، قرین تحولات ویرانگر و تغییرهای غیر قابل پیش بینی است و اعتمادی بر وضع موجود نیست لذا به حکم خرد باید حسابگر بود و تغییر و تحول آینده یک واقعیت اجتناب ناپذیر است که چشم پوشی از آن خطا است.
زندگی در گذشته هم گاهی و نه همیشه یک الزام است در تجربه آموزی برای ترسیم طرح زندگی سالم آینده. زیرا کلیت تغییرها مشابه اند بخصوص در اصول عامه لذا به عنوان ابزاری باید بدان ها نگریست و از بزنگاه های مهم پند گرفت. رودکی می گوید:
زمانه پندی آزادوار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است ...
بر این اساس گذشته و آینده اگرچه در حال وجود ندارند و ما همواره در حال هستیم، اما همچون دو آهن ریلی هستند که تعادل قطار زمان را به عهده دارند.
حال، در این منظر همان پل صراط است که برای رسیدن به زندگی در بهشت باید از آن عبور کرد هرچند که از مو نازکتر و از شمشیر برنده تر و از آتش سوزنده تر باشد و چون ذرات ناپایدار در کمتر از یک میلیاردم باشد.
پی نوشت:
(1) در فیزیک به ذرات کوچکتر از اتم ذره زیراتمی گفته میشود. این ذرات به دو دسته ذرات بنیادی و ذرات ترکیبی تقسیم میشود. فیزیک ذرات و فیزیک هستهای بخشی از فیزیک هستند که به مطالعه این ذرات میپردازند.
معروف ترین ذرات زیراتمی الکترونها پروتونها و نوترونها هستند. الکترون ذره بنیادی و غیرقابل تقسیم میباشدو پروتون و نوترون ذرات ترکیبی هستند که از سه کوارک تشکیل شدهاند.
ذرات بنیادی به سه دسته اصلی کوارک و لپتون و ذرات واسطه تقسیم میشوند. ذرات ترکیبی به دستههای ذرات فرضی و هسته و هادرون طبقهبندی میشوند. هر ذره متشکل از کوارکها هادرون نامیده میشود که خود هادرون به دو دسته مزون و باریون تقسیم میشود. مزونها از دو کوارک و باریونها از سه کوارک تشکیل شدهاند.
ذرات به دستههای بدون جرم و جرمدار تقسیم میشوند. ذرات جرم دار به سه دسته سبکوزن (مانند لپتون) و میان وزن (مانند مزونها) و سنگینوزن (مانند باریونها) تقسیم میشود. جالب آن است که در حوزه های علمی قدیم به آن لاشیء گفته می شد. (از: ویکی پدیا فارسی: ذرات زیر اتمی).
برچسب:
نویسنده: آریا رستمی
تاريخ: يکشنبه
1 دی
1398 ساعت: 16:23