نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
خیام، رباعی ۴۸
در رابطه با عناوین تیتر:
نخست، باید دانست که طبع ها و ذهن ها دو نوعند: دینامیک و استاتیک. یعنی پویا و بسیط. برای ذهن پویا هر چیزی فهم آن نیاز به درک درستی از زیرساخت ها دارد.
مثلا در رابطه با این مساله که خیر و شر از ناحیه کیست، خدا یا شخص، فهم آن نیاز به دو چیز مقدماتی دارد، یعنی آن دو زیرکار هستند. این دو چیز یکی خدا ست و دیگری دینخدا. ما همان اول در این دو زیرکار مشکل فهم داریم؛ و من بدون توجه به آن چطور میتوانم هیچ توضیحی بدهم.
من یک مثال بگذارید اول بزنم.
دارنده اتومبیل اگر موبمو و بصورت تعقلی تحلیلی به اصول و دستورات اتومبیلرانی عمل کند و همیشه سالم به مقصد برسد، آیا این خیر ازجانب کیست؟
همان شخص اگر بی اعتنا به آن اصول و دستورات رانندگی کند و زیان میدیده باشد، زیان ها از ناحیه کیست؟!
و اما نوع دوم، استاتیک نیاز به درک ندارد، او قبل از هر چیز به ایمان نیاز دارد. بر اساس ایمانش هر چیزی را بدون تردید بصورت گرده برداری دریافت میکند و از همه جلوتر به بهشت میرود. اکثر اهل الجنة همین ها هستند. پس برای این ها هیچ توضیحیلازم نیست.
این مساله ها مباحث کلامی هستند. کلام یعنی تفلسف، تعقل، و درباره آن مباحثه و مکالمه کردن مثل مباحثات سقراط با حریفانش، تا درنهایت سخن بسنده ای زده شود و بحث نتیجه گیرد.
اینها مسائل ریاضی نیستند که لدنی باشند و یک قاعده استاتیک داشته باشند، هرچند که از نظر من هیچ چیز در این جهان بدیهی و اکسیوم (اصل موضوعی/بدیهی/لدنی/بسیط) نیست. مثلا::
۱+۱=۲(در وضع عادی)
۱+۱=۱(در محلول ترکیبی)
۱+۱=۰(در حلال ها)
۱+۱=۳(درنظام آفرینشی/توالد)
۱+۱=؟ امر محال و نشدنی،در شریک الباری.
و...
برچسب:
نویسنده: آریا رستمی