جواب من این است که اول باید ترامپ را بشناسیم کیه، چیه، دنبال چیه؟
ترامپ از اولی که روی کار آمده،طوری که نشان داده یک تاجر زرنگ کهنه کار حقه باز است نه یک سیاستمدار یا یک ژنرال یا یک دیپلمات، او یک شطرنج باز ماهر است که اگر طرفش او را نشناسد و حریفش نباشد خیلی زود مات میشود.
اولین گامی که در خاورمیانه عربی برداشت، آمد با آن رقص شمشیری که با پادشاه عربستان کرد یک کشتی تفریحی پر از طلا و جواهر از او کیش رفت.
دومین گام از پادشاه عربستان مطالبه حق الحفاظه کرد گفت منبعد باید فلان ملیارد دلار بدهید،و قضیه خاشقجی را درست کرد و با گنده کردن موضوع از آن چماقی ساخت و همزمان عربستان را تهدید به تحریم هم کرد و کار را به جایی رساند که محمد بن سلمان را به سرسره سقوط نزدیک کرد.
ضمنا قضیه کودتای نافرجام در ترکیه یک سناریو نمایشی آمریکایی بود که طی آن بتوان هسته های مقاومت و افراد ذی نفوذ را تصفیه کرد تا عرصه برای گام بعدی آماده شود که اردوغان بتواند حکومت را مثل سوریه و عربستان مطلقه کند و ریاست جمهوری را از حالت پارلمانی به انتخابات نامحدود دربیاورد که انجام شد و این یک پیش پرداخت از سوی آمریکا بود تا در قضیه قاشقچی ترکیه نقش مدعی العموم را بازی کند که میکند.
قضیه قاشقچی فقط مصرف عربستانی دارد تا برای شاه عربستان و ولیعهدش یک گربه رقصانی بکند که با میل و رغبت خودشان سالانه فلان ملیارد دلار بعنوان حق الحفاظه به آمریکا باج بدهند. و این تحریمهای ایران هم از همان قماش برای باج گرفتن است، بقول خودش یک بازی دوسر سود برای آمریکا است یعنی یا رژیم ایران تسلیم میشود و سر کیسه را شل میگند و رقیب شاه عربستان میشود، ویا در اثر تحریمها و فلج شدن اقتصاد داخلی، ملت به ستوه می آید و حکومت را تهدید میکند که تضعیف آن را در پی دارد و دیوار مداخله خارجی ترک بر میدارد و آمریکا به هدف سلطه اقتصادی سیاسی خود میرسد.
حاصل آنکه ترامب مرد جنگ مستقیم نیست. او یک صهیونیست خالص است، به چیزی فکر میکند که سود بدون هزینه باشد؛ او یک سوداگر بین المللی چیره دست است، او این حرکتهای شطرنجی را برای مات کردن حکومت مقاوم ایران انجام داده و ادامه میدهد. ترامب به کشورهایی که برای خرید نفت ایران از آمریکا اجازه خواسته اند ، پورسانت میگیرد مجانی کوتاه نیامده، او یک معامله گر است. برای او و گروه صهیونیست او ماندن حکومت موجود بمراتب بهتر از براندازی است اما بشرط مچاله شدن و تسلیم در برابر آن؛ و اگر این هدف میسر نشد سیاست گرز و هویج را تا روندهای بعدی ادامه می دهد تا با فرسایشی شدن بازی، حریف او به ستوه آید و منفعل گردد.
تنها راه چاره در این بازی سرنوشت مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی است و رویکرد به تولید ملی والسلام. هیچ راه دیگری وجود ندارد، راههای دیگر همان سرنوشتهایی را در پی دارد که مصر و عربستان و عراق و افغانستان و اخیرا کره شمالی دچار آن هستند؛ و یا در غیر این صورت، با استفاده از نیروی خودی ایرانی و آدمکشهای غریبه سوریه دیگری به وجود آورد. پس باید بیدار بود که اینجا نقطه سوزن بانی است.
لطفا نظر خاص خود را بنویید.
برچسب:
نویسنده: آریا رستمی