در رابطه با محبت خدا و خشم خدا دو برداشت هست. یکی خدا را عشق محض میداند و عذابش را هم مهرورزی میداند. لذا او خشم ندارد و قصد آزار خلقش را ندارد. این عقیده خوب است اما صورت افراط آن به تعطیل دین خدا منجر میشود زیرا آدمیان را نسبت به ارتکاب معاصی و کبائر جری میسازد؛دیگری خدا را همچون یک ابر انسان دادگری می داند که بر مطیعان مهر می ورزد و پاداش نعیم می بخشد و بر عاصیان خشم می ورزد و عذاب مقیم می دهد. اما من یک تجربه معرفتی در رابطه با خدا و خشم و مهرش دارم که با هر دو این گروه متفاوت است؛ و رمز تفاوتش هم در شناخت ویژه ای است که از خدا بر اساس ارشادات امام علی پیدا کرده ام، و آن این است که خدا منزه از این است که مشابهت با مخلوقاتش داشته باشد، مهری که با مهر مادر مقایسه شود مهر خداانسان انگارانه است، خشم او و کلام او و هر چه مرتبط به اوست هم همینطور. اما چرا منزه است؟ چون این صفات در ما بوسیله ابزار تولیدی که اعصاب و هوا و دستگاههای اندامی باشد پدید می آید و تفاوتش با آنچه از خدا شنیده ایم از سنخ تفاوت میان ماده و معنا، جسم و روح، ملک و جن است و هیهات هیهات که او تشابهی با خلق خود داشته باشد چه آنکه در آن صورت دیگر او لم یلد و لم یولد نیست زیرا در چنان تصوری خلق از او زاییده شده اند و با او شریک در خوی و ذات و منش و صفاتند. این که بگوییم خدا مشابه خلقش هست مثل این است که بگوییم انسان مشابه خداست. و سبحان الله عما تصفون.۱۳۹۷، ۱۲، ۲۶- مشهد
برچسب:
نویسنده: آریا رستمی
تاريخ: يکشنبه
1 دی
1398 ساعت: 16:23