خرید بک لینک

یک کشف بسیار شگفت و احتمالا منطبق با واقع "بر پایه نظریه پروفسور گری نولان در ارتباط با کشف فسیلی از انسان در قطب شمال: DNA بشر ۹ میلیارد ساله است که با توجه به عمر زمین که ۵ میلیارد سال برآورد میشود چنین به نظر میرسد که نوع بشر قبل از این که در زمین باشد در جایی دیگر بوده و به نحو نامعینی به این جا انتقال یافته است". پ.ن. مؤید این مطلب اظهارات تورات سفر پیدایش است که گویای آفرینش اولیه بشر در باغ/بوستان عدن میباشد که بعد از گناه

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 17:30

یک کشف بسیار شگفت و احتمالا منطبق با واقع "بر پایه نظریه پروفسور گری نولان در ارتباط با کشف فسیلی از انسان در قطب شمال: DNA بشر ۹ میلیارد ساله است که با توجه به عمر زمین که ۵ میلیارد سال برآورد میشود چنین به نظر میرسد که نوع بشر قبل از این که در زمین باشد در جایی دیگر بوده و به نحو نامعینی به این جا انتقال یافته است". پ.ن. مؤید این مطلب اظهارات تورات سفر پیدایش است که گویای آفرینش اولیه بشر در باغ/بوستان عدن میباشد که بعد از گناه

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 17:30

دو نکته مهم و بسیار ساده:در جامعه شناسی وقتی از نهادهای اجتماعی بحث میکنند دین یک نهاد قوام دهنده تلقی میشود نه یک چیزی که باری به هر جهت و چون که جامعه اونو داره پس نهاد هست.ایمان به خودی خود به فرد استقامت و به نظام اجتماعی قوام و نیروی استقلمت میدهد چه رسد به این که آن یک ایمان عمیق مرتبط به قادر و عالم و مدیر مطلق و فوق کل ذی علم و ذی القوة المتين باشد، لذا ایمانبه چنین امر ماورایی حاکم و شاملی هم موجب کامروایی فرد و هم جمع است، پس تضعیف نباید بشود و لو آنکه خود به گونه راسخ و قاطع به رسوخ آن نایل نگشته باشیم. (منبع زمینه جامعه شناسی، ا.ح. آریان پور ، فصل. بیست و یکم دین. صص ۴۴۱-۴۲۵.)پ.ن.حال که سخن از ایمان دینی به میان آمد خوبست نکته ای را هم یادآور شوم که ما متدینان در شبانه روز هفده رکعت نماز میگزاریم که ده رکعت آن سوره حمد و یک سوره دیگر مثل توحید را با خدا زمزمه میکنیم.خوب اما چرا در این ده رکعت همه اش عبارتهای تکراری را بازخوانی میکنیم؟ مگر نیازهای ما و مسائل ما فقط همانهاست؟من امروز چنین به نظرم رسید که قطار شهری و قطارهای مغناطیسی و اتوبوسهای برقی ریلی نیروی محرکه خود را از ریل هوایی بالاسر خود مگر نمیگیرند؟ در حالی که اتصال آنها به کابلهای ریلی به صورت نامرئی و غیر کابلی است؛ نیروگیری هم دائم و متناوب است؛ به علاوه نیروی هر بار عینا همان سنخ قبلی و به صورت تکراری است.درسی که از این امر تجربی میگیرین پاسخ به سؤال بالا ست یعنی آن اوراد و اذکار هر چند تکراری هست اما به مثابه ریل برقی هوایی برای قطار و اتوبوس است؛ نقش آن اتصال درونی "خود" به "خدا"ست و از خود استقلالی ندارد، لذا تکرارشان پذیرفتنی و درست است.نظر شما چیه؟برچسبها: نماز, اتصال, انرژی, وایرلسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 8:16

فرض کنید آنجا یک درخت کهنسال است. به این درخت خوب نگاه کنید. چه میبینید؟ من یک اصل حاکم در زیست شناسی موجود زنده میبینم، و متقابلا این اصل را در تمام شاخه های آن هم برقرار و حاکم میبینم. کدام اصل؟آن اصل این است که شاخه ها تا هرجا هم که رشد کنند و ستبر و ضخیم و نیرومند شوند حتی اگر هم به اندازه تنه درخت خود ضخیم و پت و پهن گردند باز خود را بار بر آن تنه میدانند، و شگفت آن که تنه گویی با او عهد کرده اند که تو عهده دار نگهداری و توان رسانی و تغذیه شاخه ها هستی.من تا کنون مشاهده نکردم تنه ای را که نسبت به تحمل شاخه ها کراهتی ابراز نماید بلکه حتی آن فشار و تنگی و سختی را از جان و دل پذیرا بوده است. از این رو به آن عنوان اصل را داده ام.آری پس از عبور از نخستین حلقه حیات که "نامی" است در "حیوان" ضعیف میشود و در بعضی نمونه ها فقط تا بارداری است، اما در برون جستن از این حلقه و برآمدن به دوره "انسان"، دوباره آن اصل تجدید حیات مییابد.برچسبها: درخت, تنه, شاخه, زیست شناسی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 19:57

زمان من حیث هو هو(۱)زمان، در عرف علمی سیکانالیزمیش همان است که آنجا فروید گفته است، اما، آن فهمش در گرو کار عصب است که وقتی دچار اختلال و قطع ارتباط با مغز گردد در نقطه T0 متوقف میشود با این که زمان برای غیر او متوقف نیست.پس زمان حقیقی آن نیست، آن یک نمونه از زمان جزئی نسبی است، و باید عرصهء دیگری برای فهم زمان حقیقی عام وجود داشته باشد ، و لذا من آن را در عرصه معارف عقلی در سه نوع تجلی بیان کرده ام که عبارتند از:- کیهانی- کهکشانی- منظومه ای.واین دو نوع آخری زیرمجموعه اولی هستند.توضیح:زمان حقیقی کیهانی است که شامل وجودی و عدمی است.زمان وجودی کهکشانی است و شامل منظومه پر آن.زمان شخصی و جزئی همان منظومه ای و سیاره ای است، و این دو تابع گرانه های مثبت و منفی و غیره هستند (بسته به اقتضای طبیعت کهکشانی خود). البته با این تشخص که موتور زمان در شخصی یکی از گرانه های فوق است، اما در کهکشانی در طول خط کش فرضی تکوینی متفاوت است، اول تحت حاکمیت دافعه است و از نقطهء تعادل به بعد تحت حاکمیت جاذبه است تادر اثر اندماج مولکولی و اتمی به زمان T0 ی حقیقی برسد.موتور زمان کیهانی را نمیدانم، اما در بیان قرآن چنین آمده است:"وكل يوم عنده بمقدار الف سنة مما تعدون" (يوم: واحد زمان. الف سنة: دال بر كثرت)!------------------------(١) از اقتراحات ذهنی من در ۱۴۰۰/۱۱/۲۹لازم به توضیح این که این تعاریف چنان که گفته شد تزاحمی با اقتراحات علمی فرویدی ندارد، بلکه بخش ناگفته آن است. ۱۴۰۳/۱/۱۴برچسبها: زمان, کیهان, کهکشان, معارف ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 1:24

شعری که ناسروده ماندهنر و ادبیات متعهد فارسی (نقل با ذکر منبع بلامانع است)درباره منبه بهانه استقبال از روز گرامی مادر*مادرجان* (۱) به معنای واقع کلمه یک الگو برای زن مسلمان ایرانی است. چه میگویم وی الگوی یک انسان، ورای یک زن، ورای یک مرد برای ساختن یک زندگی عمل کرد.بعنوان یک همسر باوفا و فداکار بهنگام خشکیدن قنات و بر باد رفتن شکوه و عزت اجتماعی خانواده دامن همت به کمر زد ابتدا از راه نانوایی، و سپس باکار در مزرعه و سپس حمام و کار مضاعف در ساعت فراغت در خانه با لحاف و تشک دوزی و غیره زندگی رو به زوال خود را نجات داد و هم توانست پنج سر دختر و پسر خود را سروسامان و زندگی بخشد و هم برای خود خانه ای تدارک دید که در آن سکونت ورزد و هم آینده خود را تامین نماید تا در روز عسرت دست نگر حتا فرزندان خود نباشد و این کار کمی نیست و از کمتر مردی بر می آید.از مادرجان و دوران کودکی خود بگویم، مرا با خوهرم که آن موقع طفل شیرخواری بود صبح زود پس از دوشیدن گاوها و علوفه دادن شان در خانه باغ میگذاشت و میرفت به:- کمک پدر در خرمن.-کمک پدر در کاشت خربزه و گرجه و وجین کردن مزرعه.- تهیه چاشت و ناشتا و ناهار و بردن به مزرعه برای پدر و کارگران و خود نیز تا نزدیک ظهر با آنها بود و کمک میکرد.- داسی و چوب دوشاخی بر میداشت و سر به حومه و دامنه میگذاشت تا بار الاغی از خار و خلورگه و خاشاک برای تنور فراهم کند و به پدر آدرس میداد که آنهارا بیاورد- از پس انداز پول فروش مواد لبنی نخ ریس برای بافندگی تهیه میکرد و پیش از اذان صبح با کمک زنان همسایه و گاهی به تنهایی تون میتنید و بعد تون آماده را به کلکار میزد تا برای پیراهن و بیجامه و آستر و شال و چادر شب و... پارچه ببافد و بعضی نخها را در دیک رنگ میجوشاند تا پارچادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 3:12

**حل مسالهء خواب اصحاب کهف و نگاهی تازه به زمان فیزیکی**یک کشف تازه در رابطه با انفعال نور و فشرده شدن زمان.ابتدا به آیه ۱۷ سوره کهف و ترجمه آن توجه کنید:"وَتَرَى ٱلشَّمۡسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهۡفِهِمۡ ذَاتَ ٱلۡيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقۡرِضُهُمۡ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمۡ فِي فَجۡوَةٖ مِّنۡهُۚ ذَٰلِكَ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِۗ مَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلۡمُهۡتَدِۖ وَمَن يُضۡلِلۡ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيّٗا مُّرۡشِدٗا (۱۷)"ترجمه: (اشرفي محمود اشرفی تبریزی ، صفحه 295)و مى بينى آفتاب را چون برآيد منحرف شود از غارشان بجانب راست و چون فرو شود قطع كند ايشان را بجانب چپ و ايشان بودند در فراخنائى از آن آن از آيت هاى خداست كسى كه راه نمايد خدا پس او راه يافته است و كسى را كه اضلال كند پس هرگز نيابى او را ياورى ارشاددهنده.اکنون به نظریهء نسبیت انیشناین و قانونی که او در رابطه با خمیده شدن نور به هنگام عبور از میدان گرانیکی کشف کرد توجه میکنیم و سپس به نقل قرآن برمیگردیم که خود اصحاب کهف تصورشان از خواب یک روز یا کمتر بود در حالی که از نظر مردم سیصد و نه سال بوده است.مساله خواب سیصد ساله و بیدار شدن و سپس چه زود دوباره به خواب عمیق رفتن شان پدیده نادر و غیر قابل فهمی است اما آیهفوق با توجه به کشف علمی انیشناین مساله را نزدیک به فهم میکند.آری، شاید در ذهن کسی هم خطور نمیکرد که این پدیده مربوط به میدان گرانیکی قوی داخل غار بود که زمان خواب ۳۰۹ ساله شان را یک روز یا اندکی کمتر در ذهن شان بیاورد.انیشتاین میگوید نور در مواجهه و عبور از میدان گرانیکی قوی و پر فشار به سمت آن خم میشود.آیه ۱۷ سوره کهف قرآن نیز به همین عامل اشاره میکند و میگوید: هنگام طلوع از سمت راست به داخل غار خم میشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 3:12

سخنی با کودک درون خودعصر پنجشنبه به سنت نیاکان یادی از رفتگان این راه دراز کرده، سخنی با کودک درون خویش از سر مهر و به شکرانه تنفس در سرای سپند بنماییم و از درازای کلام بپرهیزیم که گفته اند:کم گوی و گزیده گوی چون در.بله، این حقیر سراپا تقصیر در اون سالهای دور، آن زمان که شعر را به ترازوی قیراط می سنگیدند، شعر کیلویی میگفتم و خیال میکردم از بزرگان هنر و ادب این مرز و بوم گشته ام، لذا به مناسبتهایی که پیش می آمد قصیده های چل پنجاه بیتی میساختم و دوست داشتم از سوی دوستان و اقربا بخصوص پدر بزرگوارم نواخته شوم، لذا منشآت خود را تا جایی که خودم میتوانستم با برگه های کاربن کپی میکردم و یا میبردم به چاپخانه میسپردم تا در تیراژ اشباع کننده تکثیر شود، که آنهم دو سه روز وقت میگرفت. چون در قاین اون زمان چاپخانه ای نبود و من باید میرفتم بیرجند یا گناباد.و اما الان...، که یک عمر از آن زمان میگذرد گرچه باز هم باری در دول آسیاب نشدم که به خود ببالم اما گاهی که در رفت و روب خانه به کاغذپاره های نوستالژیک هنر و ادب باستان خودم دست مییابم شما فکر میکنید چه احساسی به من دست میدهد؟! بگذریم.اون زمان که من مست غرور شاعرانهء خود بودم و شعرم را برای پدرم میخوندم خدابیامرز بی رودرواسی باهمون لهجه محلی قاینی میگفت:"وخه وخه هوجانه اینو چنه ورهم بفته ای، از قدیم ار گفته یم: "کم گوی و گزیده گوی چون در"برو به جای ای کارو کتاب حافظ و سعدیر وردار ارخو آ یادگیر که چه بس ورگیی." (۱)من اون موقع چنان بدم میامد از پدرم که انگار قاتل امیر المومنین است، اما خدا بیامرزیش میدم الان و از روح شریف او طلب بخشش میکنم و با یک فاتحه و اخلاص و سه صلوات به روحش درود میفرستم.شب جمعه در پیش است یادی از احیای خفته تا صور قیامتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 10:53

*گوهر سخن در یک برگ کاغذ*در فلسفه نخستین عرصه بحث پیرامون اصالت ماهیت یا وجود است و از این نقطه انشعاب حاصل میشود که هر کدام راه خود را میرود و برای حقانیت ایده خود دلایلی ارائه میکند. ما فعلا بحث ماهیت را فاکتور میگیریم و در بحث وجود دو مبحث را پیش رو میبینیم یکی وحدت وجود، و دیگری کثرت وجود.بگذریم از این که دو نحله وجود و ماهیت تا کجا انشعاب میگیرند و ساحت معارف را در حیطه الاهیات و ماتریالیسم فرا میگیرند که در پی آن نیستیم و در این میانه به یک ضرورت عقلی مسلم بر میخوریم که پدید آورنده جهان و موجودات باشد. اینجا از تالس ملطی به این طرف دو نحله قوی میداندار بوده اند یکی متالهین قائل به ضرورت وجود آن، و دیگری منکران آن بوده اند. بحث در منکران را نیز فاکتور میگیریم و شق اول یعنی متالهین را پیش میکشیم، در این جا نیز دو گروه را میبینیم یکی آنان که آفریدگار را علاوه بر خالق بودن شارع و هادی هم میدانند و دیگر کسانی که قائل به لزوم تشریع او نیستند، میگویند او فقط آفریده است و اکنون هر موجودی متکی بر هوش و خرد خود راه زندگی را میپیماید (که اینان هم انشعاباتی دارند).بدیهی است شق اول از متالهین پیروان راه انبیای الاهی هستند که بعضی صاحب دین جهان شمول بوده اند. اکنون مساله مورد توجه ما در این عرصه است که آیا آن آفریدگار تمامی کاینات و موجودات را بر اساس نظام مکتوبی ویژه هر فرد و هر عنصر پدید آورده به گونه ای که او عدول از آن مسیر تعیین شده را نتواند، اینان را جبریون میگویند، و دیگر این که نه، تکلیف انسان در این میانه فرق میکند و او در انتخاب راه و روش و طرز سلوک و مسلک، مختار و تابع هوش و خرد خویش است.وقتی به مکاتب و منشآت عرفانی مبتنی بر وحدت وجود مینگریم به نوعی جبر در قالب تقدیر بر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 10:53

نکتهاین سوال که بالاخره جبر است یا اختیار در پهلوی بسیاری از سوالهای کلامی بلاجواب قرار میگیرد که از اول شروع به تفلسف حکما مطرح بوده و هنوز به همان حالت باقی است که به شوخی من میگویم کار به مصالحه انجامیده. یعنی لکم دینکم و لی دین!در حدیثی که ظاهرا از امام صادق است ایشان یک چیزی گفته اند که هم جواب است و هم نه. نه از این جهت که امر بین الامرین باز اول بحث جدیدی است که قبلا نبوده و توسط ایشان طرح شده ولی ظاهرا مبهم است. اما آنچه من به آن رسیده ام ولی هنوز تبدیل به علم نشده، برداشت تحت اللفظی از همان اختیار است که ظاهرا باید مراد از امر بین الامرین هم همان باشد.خوب حالا اختیار چیست که نه جبر است و نه تفویض؟ببینید ما امروز در فضای فیزیک کوانتوم نفس میکشیم که علیت را به شکل کلاسیکش قبول ندارد و میگوید عوامل عدیده موجب خلق و پدید آمدن چیزی میشوند نه علت واحده. حالا بماند که نفی علیت از سویی هم علت العلل همه علتها و بقول کوانتومیها همه موجب ها را رد میکند که طبعا بازگشت به الحاد و انکار خدا میکند، حالا از آن بگذریم که به طفره دچار نشویم.بله ما در فضای کوانتومیم که قائل به موجبیت است یعنی عوامل ایجادی متکثر. و این میطلبد که همواره ما در مسیر خود در سر -مثلا- هزار راهی قرار داشته باشیم، و "ناچار" به انتخاب یکی از میان همه باشیم، که چه به حق و چه به ناحق یعنی چه صحیح و چه فاسد یکی را قهرا انتخاب میکنیم و این چاره ای هم ندارد، چون توقف نمیتوانیم بکنیم.خوب پس ما باید انتخاب اصلح و انسب و یا اشهی و مطلوبتر کنیم. یعنی به عبارتی "به گزینی"کنیم، خوب، این حالا میشود همان معنای تحت اللفظی اختیار. ولی درست است که ما انتخاب کردیم یعنی مختیر بودیم(نه مختار)، اما در شرایط جبر شدید محیطی قرار داشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 10:53

همترازی زن و مرد یا افضلیت در حقوق اسلامی دیه زن نصف مرد است با این که زن به عنوان مادر نوع بشر است که طبعا باید جنس ارجح باشد و لااقل مساوی. ملاک ارزشگذاری در حد یک دوم انسان چیست؟نگاهی به تاریخ تکامل بشر از هنگام مادرشاهی/ مادرسالاری/ زن سالاری و پس از آن پدرسالاری / مرد سالاری و بینش حکما و دانشمندان در ارزیابی ها بی شک بر اساس ملاک های برتری بوده است ک در هر دوره یکی از دو جنس، آنها را کسب کرده و جنس دیگر به دلایلی از آنها عقب افتاده است. در نگاه به دوره های تکاملی قاعدتاً ملاک ها یکسان نیست. مثلا در عهد مادرشاهی ملاکهایی چون قدرت بدنی یا قدرت روانی یا اعتبارهای موهوم نسبی و نژادی نمیتوانسته مدخلیت داشته باشد زیرا هر دو جنس به میزان برابر بوده اند پس ساده ترین ملاک همان شأن مادر بودن بوده است زیرا پدر در مراقبت و پرورش و رشد فرزند دخالت چندانی نداشته و مادر از لحظة زادن تا فرد مؤثر زندگی شدن دخالت مؤثر داشته، و حتی ادارة پولیس / آبادی را نیز عهده دار بوده است پس در ارزشیابی نمرة کامل را گرفته در حالی که مرد فقط نقش او شکارگر بوده، که زن نیز آن را عهده دار بوده است.در دوران مردسالاری برعکس قبل، مرد از قدرت بدنی خود و فن جنگاوری توانسته قدرت را در کسب سالاری اجتماع به دست آورد و به کشتن رقبای مرد و اسارت زنان و کودکان پرداخته است هر چند هنوز در حدی از قدرت روحی نبوده زیرا که آن چندان مطرح نبوده است. و اما دوره های بعدی که مدنیت توسط حکما و انبیا و نوابغ توسعه یافته چرا تساوی در ارزش گذاری انجام نشده و همچنان جنس زن در فرودستی و پستی شأن مانده است؟ دور نیست که بگوییم این مساله را باید در عارضة روانی خودباوری جستجو کرد. خودباوری به دو گونه میتواند ریشة کمال و ترقی یا نقص و فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 20:31

اشکال کار در کجاست؟ایران در حال حاضر جزو پر مصرفترین در زمینة لوازم آرایشی زنانه است، و به مازات آن آرایشگاه و آموزشگاه مربوطه که سیر کوتاهی در کوچه و خیابان ها بهترین سند این مدعا است. اکنون یک سئوال:با وجود این که هر روزه بر تعداد آموزشگاههای آرایشی و پیرایشی و متدها و سبک ها و ابزار و لوازم آرایش زنان افزوده میشود، راندمان طلاق و تخریب بنیان خانواده بالاتر می رود. وقتی از خانمها سئوال می شود این آریشی که می کنید؛ یا کاشتن مژه و ناخن و لنز و رنگ کردن موها و اجرای طرح های زیبایی مانند به کار بردن ژل در نقاطی از صورت و جراحی زیبایی بینی و گونه و شکم و کاشت مو وغیره؛ برای چه هدفی است؟ آیا:* برای جذب و جلب محبت بیشتر شوهر خود است،* یا برای جذب جنس مخالف بیگانه به صورت رِل و بوی فرند؟ البته پاسخ خانم ها معمولاً به منظور دومی منفی است، هر چند چنان که در عمل مشهود است، برای شوهر هم نیست، زیرا معمولاً به هنگام ترک خانه اقدام به زیبا سازی خود می کنند یعنی کاری است برای نمایش در بیرون.* اگر این دو گمانه صادق نباشد آیا برای رو کم کنی همگِنان زن، اعم از خویشان و نزدیکان است؟* یا برای نمایش میزان فرهنگ جهش یافته و مدرن خود، به تعبیر دیگر فقط برای برکشیدن خود در سطح جامعه و نشان دادن "خود برتری".* یا برای ترکاندن عقدههای حقارتی که در خانواده پدری یا در خانه شوهر یا در جامعه کاری و آموزشی و غیره انباشته شده،* یا برای انتقام گیری از نظام حاکم که احساس می کنند به نوعی با زنان رفتار جائرانه دارد.یا متاسفانه دارای نوعی سادیسم و دیگر آزاری در سطح جوانان فاقد توانایی برای ازدواج اند.* و یا کاری است از نوع مشاغل مدلیسم که بر آن سود مادی بار است.اگر این پدیده در جهت تحکیم بنیان خانواده است، چرا نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 20:31

آیه دو سوره بقره: "ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین" را بعضی توجیه کرده اند وسیله هدایت است برای باتقوایان. اما به نظر من همان معنای "قرآن هدایت مر پرهیزگاران است" درستتر است و این نیاز به توجیه دیگری ندارد البته بشرط آنکه تقوی درست فهمیده شود. تقوی قدرتی در فرد مومن ایچاد میکند که هم بالا میبرد و هم در فرود کنترل میکند اما هدایت نمیکند و برای هدایت نیاز به دستگاه دیگری است که به سه صورت است:- خارجی: وحی الاهی و کتاب- داخلی: عقل بمعنای مکتبی نه عقل تجربی و حسابگر.حالا خدا در این آیه به موقعیت و نقش ممتاز کتاب در این رابطه اشاره میکند.پس قرآن فقط برای متقین میتواند هادی باشد.برچسبها: قرآن, هدایت, متقین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 19:52

انقدی بر  فقاهت سنتی در طریق استنباط به روش غیر اصولی نقد بزرگی که در طریق استخراج و استنباط بر فقاهت ما اعم از عامه و خاصه؛ و شیعه در همه صنوف و فرقه های آن؛ و نیز هردو مسلک اخباری و اجتهادی آن به نظر حقیر وارد می باشد گم شدن هدف در بخش پایه یعنی "درایه" در دانش رجال است.ناگفته روشن است که موضوع اصلی رجال مردم شناسی صرف نیست، زیرا موضوعیت این دانش به خاطر یک ارزش واسطی است که همانا نیل به هدف آن می باشد یعنی رسیدن به درک درستی از حدیث معصوم؛ که به عنوان "سنت" رکنی ز درک شریعت را شکل می دهد؛ پس می توان با فاکتور گرفتن این واسطه در قیاس منطقی موضوع دانش رجال را حدیث معصوم دانست. اکنون در رجال به بخش هدفی آن که ورود می کنیم می بینیم هدف، درک درستی از  وضعیت سلامت و خدشه در طریق حدیث از نقطه نظر راوی، و تعیین میزان اعتماد به او می باشد که خود در دو مرحله انجام می شود: یک - در متن دانش رجال، به لحاظ مردم شناختی اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی در فاز فردی، و نتیجه به همان فرد مشار الیه بازگشت می کند نه به کل سند.دو - در روش فهمی که "درایت الحدیث" نامیده می شود، به همان لحاظ برای تعیین درجه و نوع اعتبار حدیث لیکن در فاز جمعی روات، که بحثی ساختاری علمی - معرفتی است؛ و نتیجه "من حیث الاعتبار و عدمه"، با انطباق شاخص ها بر موازین و اصول و معیارهای این رشته دانشی. به کل و مجموعه بر می گردد؛ با این حال همه آنچه در بخش درایه بحث می شود متکی بر داده هایی است که در بخش پایه یعنی رجال بحث شده است. تا این جا تقریر وضع فعلی این دانش و کارکرد بخش های آن بود اما اصل نقد: در مورد پذیرش حدیث از غیر، دو رهنمود از امام علی داریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 19:52

زکریای رازی آمد و رفت!انیشتین آمد و رفت!فروید آمد و رفت!استیو جابز که به نوعی پدر تکنولوژی نوین بود هم آمد و رفت!بیل گیتس هم درحال رفتن است!اما هنوز در خانواده وهمسایگی مامادری اسپند دود می کند تا فرزندش چشم نخورد! پدری گوسفند میکشد ونذری میدهد تا ظلمش بخشیده شود! مادربزرگ در انتظار معجزه است تا مشکلش حل شود! داییام برای پاک کردن مال خود، بخشی از دارایی خود را خرجی میدهد ولی خواهر و خواهر زادههایش که حقشان را خورده همه دندان پوسیده دارند. پدر بزرگم وصیت کرده تا دارایی خود که یک منزل ۱۰۰متری کهنه ساخت است را بفروشند و برای او نماز و روزه بخرند ، در حالیکه پسران و دختران و نوههایش از گرسنگی ناله میکنند! خاله بیسوادم هر روز هزار تومان به صندوق صدقات واریز می کند تا جهنم ناشی از ظلم به عروس و بچه هایش بخشیده شود. عمه ام برای درمان آرتروز به دعانویس و رمال متوسل میشود! پسری پشت ماشینش می نویسد: بیمه قمر بنی هاشم وبه دختران متلک میگوید! هنوز برای ازدواج وتصمیم گیریهای مهم استخاره میکنند! در دانشگاهها پایان نامه خرید و فروش می شود. بچه های زیر ۱۵ سال ازدواج می کنند. مدیران تا پاسی از شب در اداره در جلسه اند و با این جلسهزدگی عوامفریبی میکنند زیرا انحصار طلبند وتفویض اختیار نمیکنند! به تاریخمان میبالیم ولی برای امروزمان پاسخگو نیستیم! مرده ها را می ستائیم و زنده ها را به دق می آوریم! زمان برای ما بیارزشترین مقوله است!«بزرگترین دشمن دانایی، نادانی نیست، بلکه توهم دانایی است».برچسبها: توهم, دانایی, خرافات, تکنولوژی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا رستمی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 19:52

صفحه بندی